16 - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 4:08
خدایا میشه همیشه مثل این چند روز خوب باشه ایا میشه؟؟؟
17 - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 4:08
نمیدونم اگع علی خاست وسیله بخره و پول کم اورد پولی که تو بانک دارم رو بهش بدم یا نه؟؟
19 - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 4:08
بهش میگم اسمش رو اخرش چی میخای بزاری میگه چیکار داری اگه گذاشت حسین قید همه چی رو میزنم میرم(زرنزن تو بچت نیومده وابستش شدی بعدش میخای بزاری بری) یکشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۶ 2:35 بـ ه قـلمـ سوگند
تفکر - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 4:08
گاهی وقتا کوتاه اومدن هم باعث نجات خودت میشه هم دیگران
20 - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 4:08
از اون شب تا حالا فکرم درگیره درگیر اسم بچه یعنی هر دفعه باید یه چیزی ذهن من بیچاره رو درگیر خودش بکنه دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۶ 21:47 بـ ه قـلمـ سوگند
22 - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 4:08
خونه و اشپزخونه پر از گرد و خاکه اصلا حوصله نمیکنم تمیز کنم وحال خودم هم داره از زندگی کثیفم بهم میخوره سه شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۶ 18:2 بـ ه قـلمـ سوگند
23 - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 4:08
پسر مامان مشت و لگد میزنه نمیتونم بشینم یکم ک میشینم شروع میکنه عجله داره واسه اومدن به این بیرون نمیدونه اینجا دنیای بیخودیه الهی مامان قربونش بره فقط ۱ماه دیگه مونده خدایا توکل بر تو سه شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۶ 19:58 بـ ه قـلمـ سوگند
24 - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 4:08
بخاطر مردم تغیر نکن این جماعت هرروز تورا جور دیگری میخواهند
25 - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 4:08
دو روز دیگه اول محرمه امسالم مثل ۲ سال پیش علی قراره مداح ببینه و خرج بده ۱۰ شب رو یا امام حسین به این ماه و به زیارتی که اومدم به درگاهت قسمت میدم هر کس هر چی میخاد بهش بده به ما دوتا هم یه زندگی خوب اولش بده بعدم اینکه علی بتونه ماشین بخره هیچکسم فوضولی نکنه نمیدونم چرا هر وقت ما هرکار میخاییم بکن...
26 - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 4:08
این ۸ماه بارداری یک طرف این یک ماه اخرم یک طرف من دیگه تحمل نداااااارم
۲۳ - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:28
مامانم امروز گفت فردا شب بیاین سیسمونی رو ببرین تا بابا کمک علی کنه خودمم روز میام میچینمش خیلی شوق دارم ببینم چیا خریده چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۶ 22:37 بـ ه قـلمـ سوگند
77 - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:28
دیشب رفتیم وسایل نی نیم رو اوردیم امروزم بابام اینا اومدن کمکم چیدن وسایل رو و رفتن همه چیز براش خریده بود مامانم جمعه بیستم مرداد ۱۳۹۶ 18:22 بـ ه قـلمـ سوگند
۳۴۶ - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:28
کاش روزی برسه که حال همه ی ادما خوب باشه
شکایت۳۵ - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:28
بنظرم خدا منو اصلا نمیبینه چون هر وقت ازش هرچی میخام دقیقا برعکسش میشه مثلا میگم خدایا زندگیمون خوب پیش بره چند مین بعدش یه دعوای مفصل میشه اگه من بندش بودم اینجور میشد ایا؟؟؟ سه شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۶ 21:48 بـ ه قـلمـ سوگند
۴۶۸ - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:28
این روزا دلم حسابی تنگ شده برا خونه پدر بودن روزایی که میرفتیم کوه یا میرفتیم میگشتیم بی هیچ غم و غصه ای کلی از کوه رو میرفتیم بالا و خسته هم نمیشدیم اما حالا نه جون داریم نه چیزی یه ذره راه که بریم نفس نفس میزنیم بنظرم که زندگی خیلی زیاد بیخوده سه شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۶ 22:1 بـ ه قـلمـ سوگند
۸۹ - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:28
پریشب از بس فکر وخیال کردم نتونستم بخابم صبحش خاستم باهاش لج کنم قهرکنم اما من لعنتی نمیتونم نمیدونم چرا اما نمیتونم نه قهر کنم نه لج کنم بنظر خودم بداقبال ترینم چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۶ 22:42 بـ ه قـلمـ سوگند
۷۶۴ - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:28
گمونم امشبم تا ۲تنهام خسته شدم دیگه از این زندگی همش فک میکنم بیخودترین زندگی رو دارم زندگی که مردش نمیدونم از روی چی قبولت کرده بهتر از زندگی من نمیشه چند شب پیش ی حرفی زد گفتم خدا منم ببره ک راحت بشی گفت چرا حرف مفت میزنی یه تو سری هم بهم زد واقعا فکر میکنید علاقه داره بهم؟؟ چهارشنبه یکم شهریور ۱۳...
حکمت - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 12:03
بهu200d u200d سu200dلامتی حکمت که هر وقت به ما رسید شد قـــســمـــت
۱۲ - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 12:03
حالم خوبه اما ذهنم درگیره نمیدونم چطور بهش بگم تو کیفت چی دیدم و چرا باید این چیز تو کیفت باشه
۴۶ - تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 12:03
جای دور از خانواده شوهر حرف گوش نکن و بی احساس بدن ای خداااااا